تبليغاتX
تنها تر از تنهايي
تنها تر از تنهايي

در اعماق تفكراتم به دنبال چه ميگردم

توميداني خستگي هايم را مي كشم ،

با تو قه قه زنان مي خندم

با تو پر از شور و اشتياقم

ولي افسوس همه خيالاتن فقط يه احساس خوب

ميدانم كه دوستم نمي داري

ميدانم كه تنهايم ميگذاري

ميدانم كه يادي از من نميكني

بگذار با خيالاتم خوش باشم

بگذار با يادت در گذشته ام

با حضورت در خيالاتم

فقط خوش باشم

چون ميدانم كه براي هميشهء زمان تنهايم گذاشتي

9/9/1384فريد

|+|
نوشته شده توسط فريد در شنبه 2 اردیبهشت1385 و ساعت 2:33 AM