با من باش ای زیباترین
خاطراتم را ورق می زنم
اشکهایم را می سوزانم
تا هیچ کس نبیند
برگرد که از تنهایی خویش گویی مرده ام
یادگارت نامه ای کهنه
حافظی خاک خورده
گل رُزی خشک شده

گل مریمی که در سکوت غم نشسته
با خاطراتی غبار آلود کنج سینه ام
همراه با غم اشک دل مجنونم
برگرد برای آخرین بار
دگر بار نرو بمان بمان
بمان برای دوست داشتن
بمان من عاشقم
عاشق چشمانت
عاشق سکوت فریادکش ات
بمان به خاطر لحظه ها یمان
بمان ای دوست داشتنی
تقدیم به تنها گل زندگیم گل مریم با اینکه میدانم مدتهاست رفته ای
(به یاد روز آشنایی۲۵/۲/۱۳۸۲)
نوشته شده در تاریخ ۲۰ /۷/۱۳۸۵
|+|
نوشته شده توسط فريد در جمعه 28 مهر1385 و ساعت 1:4 AM


