روزی مرا ترک خواهی کرد
وبه سادگی یک خواب دور خواهی شد
از آسمان آبی مرا خواهی گرفت
ودر روزهای جهنمی خواهی سوزاند
روزی تصویر مرا خواهی برد
و از اشک من ابدیت خواهی ساخت.
من روزی تو را در انزوای خویش
زمزمه خواهم کرد
و در تمام ثانیه ها از تو یاد خواهم برد
و بی تو به تنهایی به ماه خیره خواهم ماند
روزی بی تو خسته از این زمانه خواهم شد
و با تمام غرور
از جدایی شکست خواهم خورد
و بیش از نفسهایم تو را آرزو خواهم کرد..
تو
روزی از من دور خواهی شد
همچو برگی از درخت
با دست نسیم خواهی رفت
و در جایی دور از من خواهی نشست
و من روزی با هر آنچه از من برده ایی
بی تو به تنهایی
در سوگواری عشقمان خواهم گریست
|+|
نوشته شده توسط فريد در پنجشنبه 29 آذر1386 و ساعت 3:5 AM


