تبليغاتX
تنها تر از تنهايي
تنها تر از تنهايي

من تورا مي خواهم

خم ابروي تو رامي خواهم

بادهءجام تورا مي خواهم

سرواندام تورامي خواهم

كه بسازم باغي ازخرمن گل

باغبانش بلبل

سايبانش صنبل

ودرآن باغ بهشت وبه دور

ازنظرو ديدهءاهريمن زشت

 

بهرآسايش وآرامش تو

خانه اي خواهم ساخت

خانه اي ازالماس

سايبانش گل ياس

بالش ازابرسپيد

روكش ازخورشيد

ودرآن خانهءگرم

گونهءنرم توخواهم شد

ودلم در قفس سينه به هنگام وصال

مثل يك بچهء نوزادغزال

سخت خواهم لرزيد

ومن آن گاه به پاس ديده ام

اين دم عاشق وبي خبريم

وبه شكرانهءاين جدهُ جال

كه نيايددراين خانه زوال

اندرآن باغ عبادت كده اي خواهم ساخت

سرو اندام تورا ازبه شوق ام چوبودا به عبادت خواهم پرداخت

وسپس ازسرايمان وبلوغ

وبه مانند ستايش گر تنديس به نوح

به پرستيدن اندام توخواهم پرداخت

وسپس باترانه به قلبت

يابه سرور درجهان زلزله خواهم انداخت

كه عزيزم دوستت دارم وخواهم داشت!

قربانت دوستدارتو فريد

تقديم به بهترين بهترينها

……………… عزيزم تنها گل زندگيم

دوستتدارم

بهار ۱۳۷۹

|+|
نوشته شده توسط فريد در پنجشنبه 26 مرداد1385 و ساعت 5:48 AM