تبليغاتX
تنها تر از تنهايي
تنها تر از تنهايي

دلم هوايي آن قلب مهربان تو است

 

 به هر طرف كه مينگرم شور ديدگان تو است

 

 بيا كه ساقي غم ساغرش بشكست

 

 به غير غم هر چه شادي و شور ، از آن تو است

 

 به خواب شبانگاهي ام چه ميكني هردم

 

 كه لحظه لحظه بيداريم در عنان تو است

 

 به لحظه ديدار تو از خود به در گردم

 

 چرا كه تراوش احساس در زبان تو است

 

 مباد لحظه اي در غفلتم رها سازي

 

 كه ماُمن دل يكسرم جهان تو است

 

دوستت دارام به توان ابديت

 

با اينكه ميدانم تو هم نمي ماني

 

20 آبان 1384

|+|
نوشته شده توسط فريد در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 و ساعت 5:38 PM